۲۸سپتامبر ۲۰۲۵- در مطالعه ‌ای که اخیراً در نشریه ی Metabolites منتشر شده است، پژوهشگران یک ترکیب پروبیوتیکی دقیق طراحی کردند تا تعادل قند خون را بهبود بخشند. هایپرگلایسمی (افزایش قند خون) در حال تبدیل شدن به یک بحران جهانی است، به‌ طوری ‌که تخمین زده می‌ شود حدود یک ‌سوم جمعیت ایالات متحده دچار اختلال در تنظیم قند خون هستند. هایپرگلایسمی مزمن می ‌تواند منجر به شرایط خطرناکی مانند نوروپاتی، سرطان، نفروپاتی، رتینوپاتی، کتواسیدوز دیابتی و بیماری ‌های قلبی‌ عروقی شود. همچنین با سندرم متابولیک، چاقی و کاهش کیفیت زندگی و طول عمر مرتبط است.

پروبیوتیک ‌ها مداخله ‌ای امیدوار کننده برای مقابله با عوارض هایپرگلایسمی هستند. یک فراتحلیل اخیر نشان داده است که مصرف مکمل‌ های پروبیوتیکی باعث بهبود قابل ‌توجهی در شاخص مقاومت به انسولین، کلسترول HDL و هموگلوبین گلیکوزیله شده است. با این حال، نیاز به ترکیب ‌های پروبیوتیکی خاص با توانایی بالای مصرف قند و بهینه‌ سازی‌ شده برای کاهش قند خون وجود دارد.

درباره ی این مطالعه و یافته‌ ها

در این مطالعه، پژوهشگران یک ترکیب پروبیوتیکی دقیق طراحی کردند تا مصرف قند توسط میکروب ‌های روده را افزایش دهند و در نتیجه کنترل وزن و قند خون را بهبود بخشند. دوازده گونه میکروبی روده برای مصرف قند در شرایط آزمایشگاهی (in vitro) مورد بررسی قرار گرفتند. این گونه‌ ها شامل : Lactobacillus acidophilus، L. casei، L. gasseri، L. rhamnosus، L. plantarum، L. paracasei، L. salivarius، L. reuteri، Bifidobacterium bifidum، B. longum، B. animalis  و Nissle 1917 بودند.

برای اندازه‌ گیری مصرف قند توسط هر گونه، از دستگاه گلوکومتر استفاده شد و نمونه‌ ها به مدت ۲۴ساعت در محیط ‌های کشت GAM و MRS انکوبه شدند. کاهش قند در محیط MRS در نمونه ‌های تلقیح ‌شده باB. bifidum  و گونه‌ های لاکتوباسیلوس به ‌طور قابل‌توجهی بیشتر از نمونه ‌های کنترل بود. گونه‌ های L. salivarius، L. rhamnosus، L. gasseri  وL. reuteri  تقریباً تمام قند موجود را مصرف کردند.

در محیط GAM نیز کاهش قند در تمام نمونه‌ های تلقیح ‌شده نسبت به کنترل بیشتر بود. به ‌طور مداوم، گونه‌ های L. rhamnosus، L. salivarius  و L. reuteri بیشترین کاهش قند را نشان دادند. بر اساس این نتایج، شش موش نر از نژاد C57BL/6J در هر گروه به مدت هشت هفته با رژیم غذایی پرچرب تغذیه شدند و سه گونه مذکور برای آزمایش in vivo به‌ عنوان ترکیب پروبیوتیکی دقیق انتخاب شدند. موش ‌ها هر دو روز یک ‌بار با 5 × 108واحد CFU از هر گونه در محلول بافر فسفات تغذیه شدند یا فقط محلول بافر دریافت کردند (گروه کنترل).

از هفته دوم رژیم غذایی پرچرب، موش‌ه ایی که ترکیب پروبیوتیکی دریافت کرده بودند، به‌ طور مداوم سطح قند خون ناشتا(FBG)  پایین‌ تری نسبت به گروه کنترل داشتند.FBG  هر هفته پس از ۶ساعت ناشتا بودن با گلوکومتر دستی اندازه‌ گیری شد. قابل توجه است که گروه کنترل در هفته هشتم نسبت به ابتدای مطالعه، افزایش قابل ‌توجهی در FBG داشتند. علاوه بر این، گروه پروبیوتیک در هفته ‌های اول و هشتم وزن بدن کمتری نسبت به گروه کنترل داشتند. اختلاف وزن بین دو گروه در هفته‌ های سوم تا هشتم بیشتر شد که نشان‌ دهنده ادامه‌ دار بودن اثرات مثبت این درمان است

اگرچه هر دو گروه افزایش وزن داشتند، اما گروه کنترل بیشترین افزایش وزن را نسبت به مقدار اولیه نشان داد. پس از هشت هفته، میزان چربی نهایی بدن در گروه دریافت ‌کننده پروبیوتیک تقریباً یک ‌سوم کمتر از گروه کنترل بود. درصد چربی بدن در هفته هشتم با استفاده از دستگاه EchoMRI اندازه ‌گیری شد. گروه پروبیوتیک حدود ۵۰ درصدسطح انسولین گردش خون کمتری نسبت به گروه کنترل داشت. همچنین، این ترکیب پروبیوتیکی به ‌طور قابل‌توجهی سطح لیپوپروتئین با چگالی پایین (LDL)، لیپوپروتئین با چگالی بسیار پایین (VLDL)، کلسترول تام(TC)  و تری ‌گلیسرید را نسبت به گروه کنترل کاهش داد.

سطحHDL (کلسترول خوب) بین دو گروه تفاوت قابل ‌توجهی نداشت، اما نسبتTC/HDL در گروه پروبیوتیک به‌ طور معنی‌داری پایین ‌تر بود. علاوه بر این، نمونه ‌های نهایی سرم ناشتا تحت آنالیز متابولومیکس بدون هدف قرار گرفتند که تفاوت‌ های قابل‌ توجهی در غلظت ۶۲متابولیت بین دو گروه را نشان داد.

این متابولیت‌ ها شامل ترکیبات مرتبط با تولید آدنوزین تری‌ فسفات(مانند D-ribose-1-phosphate)، محصولات متابولیسم ویتامینC (مانند L-threonic acid)، زیرلایه‌ های تولید انرژی(مانند D-mannose، اسید پیروویک و D-glucose)، و مشتقات کارنیتین(مانند O-propanoylcarnitine، 3-dehydrocarnitine  و 2-ethylacryloylcarnitine) بودند. تحلیل مسیرهای متابولیکی نمونه‌ های سرم از هر دو گروه، مسیرهای مختلفی برای تولید انرژی را آشکار کرد.

علاوه بر این، نمونه‌ های کبدی برای بررسی اثرات بر متابولیت‌های بافتی جمع ‌آوری شدند. L-threonic acid  وoxoglutaric acid (که واسطه‌ ای در چرخه اسید تری ‌کربوکسیلیک است) در گروه پروبیوتیک نسبت به گروه کنترل افزایش داشتند. همچنین، L-lysine، اسید آمینوادیپیک،N6-acetyl-L-lysine  و اسید متیل ‌مالونیک در گروه پروبیوتیک به‌ طور قابل‌ توجهی افزایش یافتند، در حالی که سطح کراتینین کاهش داشت.

تحلیل مسیرهای متابولیکی کبد نیز مسیرهای مختلفی از متابولیسم اسیدهای آمینه و تولید انرژی را شناسایی کرد. در نهایت، نمونه‌ های نهایی مدفوع تحت توالی‌ یابی 16S rRNA  قرار گرفتند. سنجش تنوع فیلوژنتیکیα  با روش Faith نشان داد که تغییرات قابل ‌توجهی در گروه پروبیوتیک رخ داده است. در این گروه، باکتری‌ هایMuribaculaceae  وLachnospiraceae (گونه 609) به‌ طور چشمگیری افزایش یافتند، در حالی که Odoribacter کاهش داشت.

نتیجه ‌گیری

این مطالعه یک ترکیب پروبیوتیکی دقیق را معرفی کرد که در موش‌ های تغذیه‌ شده با رژیم پرچرب، به‌ طور قابل ‌توجهی افزایش وزن بدن و قند خون ناشتا (FBG) را نسبت به گروه کنترل کاهش داد. این ترکیب همچنین سطح انسولین گردش خون،VLDL/LDL  و کلسترول تام را بهبود بخشید. تحلیل ‌های متابولومیک نشان داد که سازگاری ‌های متابولیکی میزبان در مسیرهای تولید انرژی رخ داده ‌اند.

این یافته ‌ها در مرحله پیش ‌بالینی و در مدل موش ‌های نر با رژیم پرچرب به‌ دست آمده‌ اند و برای اثبات اثربخشی در انسان نیاز به آزمایش‌ های بالینی گسترده ‌تر دارند. در مجموع، این نتایج نشان ‌دهنده پتانسیل پروبیوتیک‌ های دقیق در افزایش مصرف گلوکز توسط میکروب‌ های روده و کاهش دسترسی گلوکز برای میزبان هستند.

منبع:

https://www.news-medical.net/news/20250928/Precision-probiotics-lower-blood-sugar-and-cholesterol-in-mice.aspx